|
با عرض پوزشی کلیشه ای به دلیل تأخیر دو سه ماهه در به روز کردن وبلاگ و پاسخ به نظرات شما عزیزانم ، شعری با آخرین ویرایش ، تقدیم شما صاحبدلان : از کوچه که رد شدی در نمایی (( لانگ )) پشت به دوربین چنان به سمت غروب گام بر می داشتی که پشت کرده بودی به هرچه خاطره ی زنده به گور ! سکانس اوّل _ پلان 2 _ ( من که هیچ برداشتی ندارم ): (( مِدیوم شاتِ )) اندامت روبه دوربین و خیره به خلوت خیابان شاخه گلی دردست و قاب عکسی فشرده به سینه .... سکانس دوّم - پلان 1
- ( برداشت شما چیست ؟! ): فقط (( کلوزآپ ِ )) صورتت را
(( شارپ )) می گیرم اصلاً کاش قاب عکسی بودم نه آنکه فشرده به سینه ات که تکّه تکّه بر پیاده رو تا همچنان از شکستن من لذّت می بردی .....! کات .... !!!
|
